درباره هر آنچه که زیباست ، مینویسم....


بگو سرگرم چی بودی كه اینقد ساكت و سردی
خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم كردی
ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه
چقدر باید بمونم تا یكی مثل تو پیدا شه
تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست
تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست
تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست
تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست

سلام ای لاله ی بارون سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من هنوزم دوسش دارم
سلام ای بغض تو سینه سلام ای آه آیینه
سلام شبهای دل كندن هنوزم دوسش دارم
نمیدونم تو این روزا چقد حالم پریشونه
دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه
خرابه حال من بی تو نمیتونم كه بهتر شم
تو دستای تو گل كردم بذار با گریه پرپر شم
یه بی نشونم تو این خزون یه بی نشونم خزون
منو از خودت بدون
یه بی نشونم تو این خزون یه بی قرارم یه نیمه جون
منو از خودت بدون منو از خودت بدون

سلام ای لاله ی بارون سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من هنوزم دوستش دارم
سلام ای بغض تو سینه سلام ای آه آیینه
سلام شبهای دل كندن هنوزم دوستش دارم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱ساعت 14:6  توسط مجتبی   |