درباره هر آنچه که زیباست ، مینویسم....
در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد
. بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را
گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیدا کرد و
یکی از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد .
راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت
ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند . سالها بعد استاد بزرگ
دیگری رساله ای نوشت در باره ی اهمیت بستن گربه!!!!!!ا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 15:16  توسط مجتبی   |