درباره هر آنچه که زیباست ، مینویسم....

یک شبی حوصله کن ، با دل من راه بیا
خسته ام ، خسته و دلمرده ، تو کوتاه بیا

امشب از دردسر سیر و سفر حرف نزن
دست در دست خودم ، تا ته این راه بیا

در دلم غصه دلتنگی تو جولان داد
تا نکشته است مرا این غم جانکاه بیا

وقت بی تابی من ، آه نه دیر و نه که زود
ای تو هرم نفسم ، وقت بزنگاه بیا

شب که من چشم به ماه و دل پر غم دارم
یکدفعه،بی خبر وسرزده،ناگاه بیا

همه حرف من امشب دو سه تا جمله شده
گل من ، آه نرو ، آه بمان ، آه بیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۵ساعت 13:27  توسط مجتبی   |