|
درباره هر آنچه که زیباست ، مینویسم....
|
امشب از دردسر سیر و سفر حرف نزن
دست در دست خودم ، تا ته این راه بیا
در دلم غصه دلتنگی تو جولان داد
تا نکشته است مرا این غم جانکاه بیا
وقت بی تابی من ، آه نه دیر و نه که زود
ای تو هرم نفسم ، وقت بزنگاه بیا
شب که من چشم به ماه و دل پر غم دارم
یکدفعه،بی خبر وسرزده،ناگاه بیا
همه حرف من امشب دو سه تا جمله شده
گل من ، آه نرو ، آه بمان ، آه بیا