درباره هر آنچه که زیباست ، مینویسم....

دو روزه رفتي از پيشم
دو قرنِ خسته و تنهام
دو سال انگار شده دوريت
چقدر تاريكِ اين شبهام
چه احساس بدي دارم
هوا روشن شده انگار
هنوز بيدار ِ بيدارم
خواب به چشمام نمياد
دلم صداتو باز ميخواد
لعنت به اين ثانيه ها
آخه چجور دلت مياد؟!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 17:21  توسط مجتبی   |